غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۹۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نیست اکسیری به عالم بهتر از افتادگی

قطره ناچیز گردد گوهر از افتادگی

۲

از تواضع افسر خورشید زرین گشته است

کم نمی گردد فروغ گوهر از افتادگی

۳

خصم سرکش را به نرمی می توان خاموش کرد

پست سازد شعله را خاکستر از افتادگی

۴

می تواند یک نفس آفاق را تسخیر کرد

هر که چون پرتو کند بال و پر از افتادگی

۵

از برای پرتو خود مهر می کرد اختیار

رتبه ای می بود اگر بالاتر از افتادگی

۶

رتبه افتادگی این بس که شاهان جا دهند

سایه بال هما را بر سر از افتادگی

۷

بر سر شاهان عالم می تواند پا گذاشت

هر که چون خورشید سازد افسر از افتادگی

۸

خصم بالا دست را خواهی اگر عاجز کنی

هیچ فنی نیست صائب بهتر از افتادگی

بازگشت به سروده‌های صائب