بی نیازست از دلیل و رهنما افتادگی
می رود منزل به منزل جاده با افتادگی
این شعر درباره ارزش افتادگی و تواضع در زندگی است. شاعر به زیبایی نشان میدهد که افتادگی نه تنها لازم نیست به دلایل خاصی توجیه شود، بلکه خود به خود راه را برای پیشرفت و ترقی باز میکند. او بیان میکند که تواضع باعث میشود انسانها به آرامش و موفقیت برسند و در عوض، خودپسندی و سرکشی فقط به افت و سقوط میانجامد. شاعر از تضاد بین افتادگی و گردنفرازی میگوید و میگوید که افرادی که در برابر دیگران تواضع میکنند، در نهایت برتری مییابند و به کمال میرسند. در نهایت، با اشاره به مفهوم خاکساری به عنوان یک فضیلت، به اهمیت آن در زندگی انسانها تاکید میکند و نشان میدهد که افتادگی میتواند به نیکی و زیبایی در روابط بین انسانها منتهی شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بی نیازست از دلیل و رهنما افتادگی
می رود منزل به منزل جاده با افتادگی
از تنزل می توان آسان ترقی یافتن
بی رسن از چه برآرد عکس را افتادگی
شد دل هر کس ز دنیا سرد چون برگ خزان
با کف لرزنده گیرد از هوا افتادگی
از سپر انداختن گل امن شد از نیش خار
می کند کوته زبان خصم را افتادگی
آنقدر کز نقش پا گردن فرازی بدنماست
خوش نماید از سران چون نقش پا افتادگی
سرکشی از سر بنه چون آتش سوزان که کرد
سجده گاه سرفرازان خاک را افتادگی
چون دهم از دست دامان تنزل را، که کرد
سیر معراج اجابت اشک با افتادگی
با گرانقدران تواضع کن که برمی آورد
دانه ها را روسفید از آسیا افتادگی
ذوق منصب دیده را اندیشه ای از عزل نیست
از دویدن نیست مانع طفل را افتادگی
خاکساری پیشه خود کرده ام تا داده است
دانه را بال و پر نشو و نما افتادگی
داد شبنم را درین بستانسرا چون مردمک
در حریم دیده خورشید جاافتادگی
بگذر از تقصیر دشمن چون شدی غالب، که هست
از زبردستان عالم خوشنما افتادگی
پا به دامن کش در ایام کهنسالی که هست
بی نیاز از منت خشک عصا افتادگی
نیست از راه تواضع خاکساری دام را
حیله باشد خصم روبه باز را افتادگی
از تواضع می شود ظاهر عیار پختگی
حجت قاطع بود از میوه ها افتادگی
از ته دیوارها می آورد سالم برون
با همه بی دست و پایی سایه را افتادگی
عالمی جویند از پستی، بلندی چون غبار
تا ز خاک راه بردارد که را افتادگی
بر زمین ناورد صائب پشت ما را هیچ کس
با زمین تا پشت ما کرد آشنا افتادگی