هر که دارد با پریزادان معنی خلوتی
همچو مارش می گزد هر حلقه جمعیتی
این شعر به مضامین عمیق و فلسفی اشاره دارد. شاعر به تأمل در خصوص وضعیت انسانها و جامعه میپردازد. او به خلوت و تنهایی در کنار پریزادان (موجودات فراطبیعی) اشاره میکند و به تلخی زندگی و رنجهای آدمی، بهویژه فقرا، میپردازد. همچنین به بیاعتنایی شاهان به زحمتهای فقیران اشاره میکند و میگوید که غم و اندوه در دل انسانها وجود دارد. شاعر از بخت شور و باران شورانگیز صحبت میکند و بر ناچاری سایلان (نیازمندان) تأکید میکند. او به زیبایی و دلربایی عشق و معشوق نیز اشاره میکند و به جمعیتی بودن و مقایسه خود با دیگران میپردازد. در نهایت، شاعر به اهمیت درک و فهم عمیق نسبت به زندگی و وجود میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر که دارد با پریزادان معنی خلوتی
همچو مارش می گزد هر حلقه جمعیتی
در بساط هر که باشد ساغری از خون دل
کی چو مینا سر فرود آرد به هر کیفیتی؟
فقر اگر فرمانروای عالم ایجاد نیست
از چه می گیرند شاهان از فقیران همتی؟
خارخار سیر گلشن نیست در خاطر مرا
کز دل بی مدعا در سینه دارم جنتی
بخت شور ما ز اشک لاله گون شرمنده نیست
بر زمین شور باران را نباشد منتی
می توانستیم کردن سایلان را بی نیاز
گر سخن در عهد ما می داشت قدر و قیمتی
چون ندانم آیه رحمت خط سبز ترا؟
کز برای دفع ارباب هوس شد تبتی
زهر در زیر نگین چون سبزه باشد زیر سنگ
چون لب لعل تو نوخط شد به اندک فرصتی؟
شکر کز جمعیت خاطر پریشان نیستم
نیست صائب گر مرا چون دیگران جمعیتی