در تمام عمر اگر یک روز عاشق بوده ای
از حساب زندگی روز شمار آسوده ای
شاعر در این شعر به بیان اهمیت عشق و تاثیر آن بر زندگی میپردازد. او میگوید اگر یک روز عاشق شدهای، زندگی دفعات دیگر کمتر به تو فشار میآورد. اشاره میکند که عشق باعث میشود تا انسان از غمها و ناامیدیها رها شود و زندگی را با رنگهای زیبا ببیند. همچنین، او نسبت به پشیمانی و غفلت هشدار میدهد و تاکید میکند که انسان باید از خود بیرون بیاید و به حقیقت وجودی خویش آگاهتر باشد. عشق را از منظر مقدس میبیند و بر این باور است که تنها با رهایی از خود و حرص، میتوان به عشق واقعی دست یافت. در نهایت، او به خطر جدی غفلت اشاره میکند که ممکن است انسان را به انزوای بیشتری بکشاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در تمام عمر اگر یک روز عاشق بوده ای
از حساب زندگی روز شمار آسوده ای
چون می گلرنگ خون عاشقان غماز نیست
از غبار خط چرا این خاک بر لب سوده ای؟
از پشیمانی مشو غافل که روز بازخواست
برگ عیش توست هر دستی که بر هم سوده ای
بی قراران نیستند آسوده در زیر زمین
از گرانجانیتو بر روی زمین آسوده ای
بحر رحمت از تو هر ساعت به رنگی می شود
بس که دامن را به الوان گناه آلوده ای
تا ز خود بیرون نمی آیی سفر ناکرده ای
گر به مژگان سنگلاخ دهر را پیموده ای
ترک هستی کن که خاکت می فشارد در دهن
این می ناصاف را صدبار اگر پالوده ای
رو اگر در کعبه آری سجده بت می کنی
تا ز زنگار خودی آیینه را نزدوده ای
گرچه داری در میان خرمن افلاک جای
از غلوی حرص چون موران کمر نگشوده ای
پیش پای سیل افتاده است صحرای وجود
تو ز غفلت در خطرگاهی چنین آسوده ای
عشق را در پرده ناموس پنهان می کنی
چهره خورشید را صائب به گل اندوده ای