غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۵۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

می فشانم آستین بر افسر گوهرنگار

تا سرم را زیر پای خوش خرام آورده ای

۲

از عبادت بر قبول خلق اگر داری نظر

روی در بتخانه از بیت الحرام آورده ای

۳

می کشی دست نوازش هر نفس بر دوش زلف

تا کدامین مرغ زیرک را به دام آورده ای

۴

نیست از غیرت به هر کس عرض دادن بی حجاب

دختر رز را چو در عقد دوام آورده ای

۵

دیده رغبت گر از دنیای دون پوشیده ای

در همین جا روی در دارالسلام آورده ای

۶

آرزوی عمر جاویدان ترا صائب بجاست

بی غم از ایام اگر صبحی به شام آورده ای

۷

تا به روی کار خط مشکفام آورده ای

یکقلم روشن سوادان را به دام آورده ای

بازگشت به سروده‌های صائب