بوسهای قیمت از آن لبها به صد جان کردهای
برخوری از نعمت خوبی، که ارزان کردهای
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. او با استفاده از تصاویری دلنشین و استعارات مختلف، به بوسههای شیرین و اثرات آن بر دلها اشاره میکند. شاعر میگوید که زیبایی معشوق، شهر را ویران کرده و گلها را خوار کرده است. ایمان در دنیای کفر جولان میکند و جذابیت چهرهاش توجه همه را جلب کرده است. در نهایت، شاعر به زیبایی و لطافت دستان معشوق اشاره میکند که دلها را روشن کرده و زندگی را به گلستان بدل کرده است. همچنین تاکید میکند که این جذابیت، آثار خوشایند و یا حتی تلخی را به دنبال دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بوسهای قیمت از آن لبها به صد جان کردهای
برخوری از نعمت خوبی، که ارزان کردهای
گرد ننشیند به دامانت که چون سیل بهار
شهر را از جلوه مستانه ویران کردهای
میدهند از پرفشانی خرمن گل را به باد
بس که گل را خوار پیش عندلیبان کردهای
نور ایمان در لباس کفر جولان میکند
در خط عنبرفشان تا روی پنهان کردهای
رو نگردانیدهای از خط و خال عنبرین
مسند مور از کف دست سلیمان کردهای
تا خط مشکین به دور عارضت صف بسته است
ریشه محکم در نظرها همچو مژگان کردهای
از کبودی نیل چشم زخم دارد پیکرت
در سرمستی مگر گل در گریبان کردهای؟
تا به سیر گلستان آوردهای بیپرده روی
لاله و گل را چراغ زیر دامان کردهای
پاک گشته است از قبول نقش لوح سادهاش
دیده آیینه را از بس که حیران کردهای
از لطافت دست سیمینت نگارین گشته است
دست خود تا شانه زلف پریشان کردهای
کرد اگر روشن جهان آب و گل را آفتاب
تو به روی گرم دلها را چراغان کردهای
دعوی خون را به اشک شادی از دل شستهاند
جلوه تا چون شمع بر خاک شهیدان کردهای
گرچه ریحان خواب میآرد، تو از نیرنگ حسن
خواب صائب تلخ از آن خط چو ریحان کردهای