مباش از سخن سخت در شکست پیاله
که بهتر از ید بیضاست پشت دست پیاله
این شعر به بررسی جذابیت و تاثیرات عشق و زیبایی میپردازد. شاعر به نوعی انتقاد میکند که نباید به ظواهر دلخوش کرد، زیرا عشق و زیبایی میتواند دل را به خطر بیندازد. او اشاره میکند که با وجود نشانههای تقوی، چشمان مست و شیفته نمیتوانند به راحتی از زیبایی بگریزند. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که عشق حقیقی و زیبایی عمیقتر از ظواهر است و هیچ چیزی نمیتواند جایگزین آن شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مباش از سخن سخت در شکست پیاله
که بهتر از ید بیضاست پشت دست پیاله
هزار شیشه تقوی خورد به سنگ ملامت
چو گرم عشوه شود چشم نیم مست پیاله
چرا تراود ازو صد هزار سجده رنگین؟
اگر صراحی می نیست پای بست پیاله
ز هوش ناقص ما بیدلان چه کار گشاید؟
که عقل می خورد امروز روی دست پیاله
به غیر سینه صائب به هیچ جا ننشیند
خدنگ غمزه چو بیرون جهد ز شست پیاله