ای چشم تو خونریزتر از دور زمانه
مژگان ترا مردمک دیده نشانه
این شعر به توصیف زیبایی و جذبه چشمان معشوق میپردازد و از تأثیرات عمیق آن بر دل عاشق صحبت میکند. شاعر با استفاده از تصویرهای استعاری، نشان میدهد که چگونه چشمان معشوق مانند سلاحی خطرناک عمل میکنند و دل عاشق را به شدت تحت تأثیر قرار میدهند. تأکید بر زلف و خال عاشقانه نیز نشاندهندهی قدرت جذب و تسخیرکنندگی زیبایی معشوق است. شاعر با اشاره به بیقراری عاشق و خطرات عشق، به سمت حسرت و نالهای از کشش و خواستن عشق میرود. در نهایت، شعر بیانکنندهی این نکته است که عشق و زیبا شناسی، همواره با درد و رنج همراه است و برای رسیدن به سعادت در عشق، باید همواره در پی آن بود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای چشم تو خونریزتر از دور زمانه
مژگان ترا مردمک دیده نشانه
مجروح دم تیغ ترا مژده کشتن
پیغام صبوحی است به مخمور شبانه
می بود اگر با دل صد چاک چه می شد؟
ربطی که سر زلف ترا هست به شانه
خال تو کمر بسته به دل بردن عشاق
چون مور حریصی که برد دانه به خانه
عاشق حذر از آه هوسناک ندارد
کز تیر هوایی بود آسوده نشانه
زلف تو چنین گر دل عشاق کند خون
سرپنجه مرجان شود از زلف تو شانه
پروانه پرسوخته می بود فلک ها
می داشت اگر آتش حسن تو زبانه
مژگان تو از دیده و دل گشت ترازو
هر چند به تیری نتوان زد دو نشانه
در رفتن هوش است عجب طبل رحیلی
آواز دف و بانگ نی و صوت چغانه
صائب نکشی تا به گریبان سر خود را
هرگز نبری گوی سعادت ز میانه