از توبه شود سرکشی نفس زیاده
گیرندگی سگ شود افزون ز قلاده
این شعر به توبه و خودشناسی پرداخته و به آثار منفی سرکشی نفس اشاره میکند. شاعر به تشبیهاتی از جمله تشبیه سگ به انسان و جستجو کردن خوبیها و سعادتها از طریق نیت و ارادهی درست میپردازد. او به اهمیت توجه به زمان و تلاش در جهت رسیدن به کمال و حقیقت اشاره دارد و بر این نکته تأکید میکند که تنها با دل سیر و آرام میتوان از معضلات زندگی عبور کرد. در نهایت، شعر نشان میدهد که به جای اتلاف وقت بر روی بیفایدهها، باید به ارزشها و زیباییهای واقعی پرداخت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از توبه شود سرکشی نفس زیاده
گیرندگی سگ شود افزون ز قلاده
چون خضر میفشار درین خاک سیه پای
کز طول زمان سبز شود آب ستاده
از فیض چه گلها که نچیدیم دم صبح
عنوان سعادات بود روی گشاده
دامان نگه صفحه ننوشته نگیرد
در چهره نوخط نرسد چهره ساده
آن را که بود تخت روان از کشش بحر
چون سیل چرا دست نشوید ز اراده؟
از سطرشماری نتوان راه به حق برد
در بادیه حاجت به دلیل است نه جاده
زان تیغ به صد زخم تسلی نشود دل
کز موج شود تشنگی ریگ زیاده
سخت است کمان تو، وگرنه بود از آه
در قبضه من چرخ مقوس چو کباده
از جا مرو از هر سخن پوچ که گردد
نازل ز بها، لعل و گهر شد چو پیاده
صائب ز گرانباری دل در سبکی کوش
کز قافله پیوسته بود پیش پیاده