تا سرو ترا راه به گلزار فتاده
گل گشته به تعظیم تو از شاخ پیاده
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت محبوبی پرداخته است. شاعر به اهمیت و تأثیر چهره محبوبش اشاره میکند و از زیبایی او به عنوان منبعی از شادی و آرامش یاد میکند. همچنین به ابراز احساسات درونی و گاهی درد دل از دوری و تنهایی میپردازد. در ادامه، شاعر به مساله تقدیر و تاثیر آن بر زندگی انسانها اشاره کرده و خاطرنشان میکند که نباید در کمک به دیگران کوتاهی کرد. در نهایت، او با نگاهی به توبه و اصلاح نفس، از مشکلات و چالشهایی که در این مسیر وجود دارد، سخن میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا سرو ترا راه به گلزار فتاده
گل گشته به تعظیم تو از شاخ پیاده
مه حلقه ابروی تو در گوش کشیده
سر بر خط مشکین تو خورشید نهاده
دنباله چشم تو گذشته است ز ابرو
آهوی تو از سایه خود پیش فتاده
دل نیز سیه می شود از گوشه نشینی
در گوهر اگر سبز شود آب ستاده
آن به که به گرد دل درویش کند طوف
آن را که میسر نشود حج پیاده
یابد ز اجل چاشنی قند مکرر
در زندگی آن کس که بمیرد به اراده
تقصیر مکن در مدد خلق که باشد
بال و پر توفیق، دل و دست گشاده
از خوردن خون ظالم خونخوار شود سیر
اندازه اگر حفظ توان کرد به باده
صائب نشد از توبه مرا نفس به فرمان
گیرندگی سگ نشود کم به قلاده