غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۹۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بمیر تشنه، منه پای بر کناره چاه

که خم کند قد استاده را نظاره چاه

۲

مجوی آب مروت ازین تهی چشمان

که تشنگی نبرد از جگر نظاره چاه

۳

به رهنمایی کوته نظر ز راه مرو

که پیش پا نتوان دید با ستاره چاه

۴

ز کاهلان بگسل تا به منزلی برسی

که نقش پای گرانان بود قواره چاه

۵

سخن چو تازه برآید ز کلک، بی قدرست

چو یوسفی که فروشند بر کناره چاه

۶

به وادیی که منم رهنورد آن صائب

بود ز نقش قدم بیشتر شماره چاه

بازگشت به سروده‌های صائب