بمیر تشنه، منه پای بر کناره چاه
که خم کند قد استاده را نظاره چاه
این شعر به احساس تشنگی و جستجوی حقیقت اشاره دارد. شاعر از کنار چاهی سخن میگوید که نماد آگاهی و بینش است. او مخاطب را از جستجوی آب مروت در چشمان تهی باز میدارد و یادآوری میکند که تشنگی، عمیقتر از ظواهر است. همچنین اشاره میکند که برخی راهنماییها ممکن است کوتاهبین و نادرست باشند و برای دستیابی به حقیقت باید از دوستان نادان دوری کرد. در نهایت، او به اهمیت اندازهگیری با معیارهای صحیح و درک عمیقتر از مفهوم زندگی و حقیقت میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بمیر تشنه، منه پای بر کناره چاه
که خم کند قد استاده را نظاره چاه
مجوی آب مروت ازین تهی چشمان
که تشنگی نبرد از جگر نظاره چاه
به رهنمایی کوته نظر ز راه مرو
که پیش پا نتوان دید با ستاره چاه
ز کاهلان بگسل تا به منزلی برسی
که نقش پای گرانان بود قواره چاه
سخن چو تازه برآید ز کلک، بی قدرست
چو یوسفی که فروشند بر کناره چاه
به وادیی که منم رهنورد آن صائب
بود ز نقش قدم بیشتر شماره چاه