وحشی تر از آهوست نشان قدم تو
کهسار شود سینه صحرا ز رم تو
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوقی است که قدمهایش تأثیرات عمیقی بر طبیعت و احساسات شاعر میگذارد. شاعر از قدرت عشق و دلبستگیاش به معشوق میگوید و بیان میکند که وجود او میتواند زندگی را زیبا کند. او نیز نشان میدهد که عشقش فراتر از زمان و مکان است و ارتباط عمیقتری با معشوق دارد که نمیتواند انتظارش را بکشد. همچنین شاعر به تأثیرات روحی و روانی عشق اشاره میکند و در نهایت از شاعری و بیان احساسات خود از طریق قلم چون معشوق سخن میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
وحشی تر از آهوست نشان قدم تو
کهسار شود سینه صحرا ز رم تو
کوتاه نگردد به گره رشته عمرش
چون زلف نهد هر که سری در قدم تو
هر فتنه سرگشته که در روی زمین بود
شد جمع به زیر قد همچون علم تو
زین بیش دل خود نتوان خورد به امید
گر ماه تمامی که گرفتیم کم تو
هر چند به پای دگری ره نتوان رفت
گردید فلک سیر سرم در قدم تو
چون چشم که در خواب گران است حضورش
دل را سبک از درد کند کوه غم تو
بر سنبل فردوس کند ناز نگاهش
چشمی که فتد بر خط نازک رقم تو
صائب چه خیال است نیفتد به زبانها
هر شعر که آید به زبان قلم تو