غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۳۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

تا کرد تیغ غمزه حمایل نگاه تو

شد سرمه گوشه گیر ز چشم سیاه تو

۲

ما امتحان دشنه الماس کرده ایم

از یک سرست با مژه کینه خواه تو

۳

یادم ز جلوه های قد یار داده ای

ای کبک خوش خرام سر ما و راه تو

۴

در چشم شور حشر نمک کرد انتظار

در پرده تا به چند نشیند نگاه تو؟

۵

ای شاخ گل ببال که با این غرور حسن

گل کج ندیده است به طرف کلاه تو

۶

صائب به هوش باش مبادا دل شبی

آتش به خرمنی بزند برق آه تو

بازگشت به سروده‌های صائب