از بس که سرکش است قد چون نهال تو
در آب هم نگون ننماید مثال تو
این شعر به زیبایی و جذابیت محبوبی میپردازد که بیشتر به خاطر ویژگیهای خاصش، از جمله سرکشی و زیبایی، خود را متمایز کرده است. شاعر با ذکر نارساییهای زندگی، به امید رسیدن به وصال محبوب ادامه میدهد و تحت تأثیر ویژگیهای ظاهری و باطنی معشوق به احساسات عمیقتری میرسد. همچنین، به تأثیر عشق و علاقه بر دل و جان آدمی و شدت احساساتی مانند حسرت و شوق اشاره میکند. در نهایت، شاعر از این عشق و تب و تاب آن در زندگیاش سخن به میان میآورد که هر چند دیگران ممکن است خوشبختی را در وصال محبوب بیابند، او به خیال و افکارش در مورد معشوق دلخوش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از بس که سرکش است قد چون نهال تو
در آب هم نگون ننماید مثال تو
از حسن بی مثال کند ناز بر جهان
آیینه دلی که پذیرد مثال تو
هر چند بخت کوته و ایام نارساست
نومید نیستم ز امید وصال تو
چندان که دل فزون شکنی شوختر شوی
گویا که در شکستن دلهاست بال تو
در سینه زعفران شودش ریشه ملال
هر کس که بگذرد به دل بی ملال تو
دایم بود ز خون شفق تازه رو چو صبح
ناخن به هر دلی که رساند هلال تو
فردای حشر مایه اشک ندامت است
امروز خون هر که نشد پایمال تو
یارب چه آتشی، که گلاب چکیده شد
در شیشه های غنچه گل از انفعال تو
خورشید آیدش ورق شسته در نظر
چشمی که شد فریفته خط و خال تو
در جام صبح و در قدح آفتاب نیست
خونی که همچو شیر نباشد حلال تو
دامان خاک پرده دام است سر به سر
تا قسمت کمند که گردد غزال تو
گر دیگران به وصل تو خوشوقت می شوند
صائب دلش خوش است به فکر و خیال تو