نتوان در آب و آینه دیدن مثال تو
چون مد آه سایه ندارد نهال تو
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و احساسات عمیق و درد ناشی از عشق را منعکس میکند. شاعر میگوید که معشوقش مانند آبی است که نمیتوان در آن تصویرش را دید و عشقش درد و رنجی بیشتری نسبت به خوشی به همراه دارد. او به رابطه عشق و معشوق خود اشاره کرده و میگوید که عشق ورزیدن به آن معشوق نه تنها خوشبختی نمیآورد بلکه عمیقترین دردها را به دنبال دارد. همچنین تاکید میکند که زیبایی معشوقش فراتر از آن چیزی است که در دنیا وجود دارد و به دل عشاق عمق و شگفتی میبخشد. در نهایت، شاعر این عشق را توصیف میکند که همچون زندگیبخش و مضراب دل عاشق عمل میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نتوان در آب و آینه دیدن مثال تو
چون مد آه سایه ندارد نهال تو
صید حرم نداشت ز تیغ تو جان دریغ
من خون خویش را نکنم چون حلال تو
از من نمانده عشق بهجا غیر درد و داغ
آن به که نگذرم به دل بیملال تو
مور حریص دانه به منزل نمیبرد
زینسان که میبرد دل عشاق خال تو
چون بوی گل که میشود از برگ بیشتر
در پرده بیش فیض رساند جمال تو
وصل مدام به بُوَد از وصل گاهگاه
مستغنی از وصال توام با خیال تو
شد قامتت نهال ز آب دو چشم من
انصاف نیست برنخورم از نهال تو
گلگونه عذار شود آفتاب را
شد خون هر که همچو شفق پایمال تو
عاشق تو را به گریه چهسان رام خود کند
کز بوی خون خویش کند رم غزال تو
چون با رخ تو ماه برآید که آفتاب
خون از شفق عرق کند از انفعال تو
صائب شده است تنگ شکرگوش عالمی
از گفتگوی طوطی شیرین مقال تو