غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۲۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ز جلوه های صنوبرقدان ز راه مرو

نگاهداری دل کن، پی نگاه مرو

۲

دل دو نیم نداری به گوشه ای بنشین

به لافگاه محبت به یک گواه مرو

۳

به تیغ بازی امواج برنمی آیی

حباب وار درین بحر با کلاه مرو

۴

چو غنچه دست و رخی تازه کن به شبنم اشک

نشسته روی به دیوان صبحگاه مرو

۵

ز چشم نرمی دشمن فریب عجز مخور

دلیر بر سر این آب زیر کاه مرو

۶

سپاه غیرت حق با شکستگان یارست

چو فتح روی دهد از پی سپاه مرو

۷

زمین وقف دل زنده را به خاک کند

اگر ز زنده دلانی به خانقاه مرو

۸

مرا ز خضر طریقت نصیحتی یادست

که بی گواهی خاطر به هیچ راه مرو

۹

سزای توست تپیدن به خاک و خون صائب

نگفتمت پی آن ترک کج کلاه مرو؟

بازگشت به سروده‌های صائب