چو از تو دیده و دل کامیاب شد هر دو
مرا ازین چه که عالم خراب شد هر دو؟
شاعر در این شعر به حالتی از عشق و جدایی اشاره میکند که در آن دل و دیدهاش از معشوق کامیاب شدهاند اما جهانش خراب شده است. او به زیبایی یار و زلف او میپردازد و از تأثیرات عشق و جنون صحبت میکند. همچنین از غفلت و خواب غفلت یاد میکند که سبب شده تا عشقش را از دست بدهد و به عصیان و طاعت خود اشاره میکند که هر دو به یک شکل ارزیابی میشوند. در پایان، شاعر از سرنوشت و حالتی که بر او اثر گذاشته، ناله میکند و به عدم توجه به نظرات دیگران اشاره میکند. در مجموع، این شعر به تضادهای عشق و تأثیر آن بر زندگی انسان میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چو از تو دیده و دل کامیاب شد هر دو
مرا ازین چه که عالم خراب شد هر دو؟
دو مصرع است دو زلف که از بیاض عارض او
که بهر مشق جنون انتخاب شد هر دو
فغان که جوهر شمشیر یار و موی میان
یکی به کشتنم از پیچ و تاب شد هر دو
مدار دست ز دامان دل که کعبه و دیر
ز سیل عشق مکرر خراب شد هر دو
مرا ز دیده و دل بود چشم بیداری
به یک فسانه غفلت به خواب شد هر دو
دریغ و درد که عصیان ما و طاعت ما
یکی شمرده به روز حساب شد هر دو
مکن ملاحظه از مردمان که دیده من
تهی چو حلقه چشم رکاب شد هر دو
چه طرف بستم ازان روی آتشین صائب؟
جز این که چشم و دل من پر آب شد هر دو