غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۲۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چو از تو دیده و دل کامیاب شد هر دو

مرا ازین چه که عالم خراب شد هر دو؟

۲

دو مصرع است دو زلف که از بیاض عارض او

که بهر مشق جنون انتخاب شد هر دو

۳

فغان که جوهر شمشیر یار و موی میان

یکی به کشتنم از پیچ و تاب شد هر دو

۴

مدار دست ز دامان دل که کعبه و دیر

ز سیل عشق مکرر خراب شد هر دو

۵

مرا ز دیده و دل بود چشم بیداری

به یک فسانه غفلت به خواب شد هر دو

۶

دریغ و درد که عصیان ما و طاعت ما

یکی شمرده به روز حساب شد هر دو

۷

مکن ملاحظه از مردمان که دیده من

تهی چو حلقه چشم رکاب شد هر دو

۸

چه طرف بستم ازان روی آتشین صائب؟

جز این که چشم و دل من پر آب شد هر دو

بازگشت به سروده‌های صائب