شکفتگی نشود سبز در چمن بی تو
به اشک شمع زند غوطه انجمن بی تو
شعر به احساس عمیق ناشی از جدایی و فقدان معشوق پرداخته است. شاعر با توصیف دنیای بی معشوق، چمن و گلها را پژمرده و غمگین میبیند. از اوضاع طبیعت مانند باران و باد سخن میگوید و میگوید که این عناصر طبیعی نیز به نوعی تحت تأثیر جدایی او قرار دارند. شاعر به نبود دوست به عنوان منبع شادی و زندگی اشاره میکند و میگوید که خاطرات تلخ هجران او را آزردهخاطر کرده است. همچنین به ناامیدی از ارتباط و پیغامها در غیاب معشوق اشاره دارد و بیان میکند که کلمات و سخنان او نیز بدون معشوق بیمعنا و سرد است. در کل، شعر غم و اندوه جدایی و longing را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شکفتگی نشود سبز در چمن بی تو
به اشک شمع زند غوطه انجمن بی تو
عنان برق و نسیم خزان و سیل بهار
نرفته اند ز دست آنچنان که من بی تو
ز شبنم و چمن بود تازه رو چون گل
شده است برگ خزان دیده ای چمن بی تو
بگیر پرده ز رخسار لاله زار و ببین
که کاسه کاسه خون می خورد چمن بی تو
گل حضور وطن بوده است دیدن دوست
حضور دل به سفر رفت از وطن بی تو
ز ما توقع پیغام و نامه بی خبری است
گره فتاده به سررشته سخن بی تو
به چشم شبنم این بوستان گل افتاده است
ز بس گریسته در عرصه چمن بی تو
به می گریختم از هجر تلخ، ازین غافل
که داغ تازه کند باده کهن بی تو
جدا ز آینه طوطی سخن نمی گوید
چگونه صائب انشا کند سخن بی تو؟