تلخرو از هر نسیم سهل چون دریا مشو
تیغ اگر چون موج بارد بر سرت از جا مشو
این شعر هشدارهای زیادی به خواننده میدهد و به پیامهایی درباره mindfulness و آگاهی از دنیا اشاره دارد. شاعر از فرد میخواهد که از تنشهای زندگی و مشکلات نترسد و از دلبستگی به مادیات و شهرت دوری کند. او مردم را به تامل در عقبی و روحانیات دعوت میکند و میگوید که نباید به حجابهای ظاهری دنیا توجه کنند. همچنین، او بر اهمیت مهربانی و آزادگی تأکید میکند و به این نکته اشاره میکند که افراد نباید در دام مادیات بیفتند. در نهایت، شاعر بر ضرورت توجه به عمق وجود و دلسوزی در زندگی تأکید میکند و از غفلت پرهیز میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تلخرو از هر نسیم سهل چون دریا مشو
تیغ اگر چون موج بارد بر سرت از جا مشو
آفت شهرت ندارد خلوت در انجمن
بهر شهرت گوشه گیر از خلق چون عنقا مشو
بر رخ هر کس که نگشاید ازو دل چون نسیم
در گلستان جهان چون غنچه گل وا مشو
موج دریا را حجاب دیدن ساحل مکن
در میان کار دنیا غافل از عقبی مشو
می توان تا گشت باغ دلگشا اطفال را
همچو مجنون گردباد دامن صحرا مشو
چون به احسان می توان آزادگان را بنده کرد
از بخیلی بنده سیم و زر دنیا مشو
دولت از دست دعا دارد حصار عافیت
در بزرگی غافل از دریوزه دلها مشو
قطره در گوهر ز موج انقلاب آسوده است
مرد طوفان حوادث نیستی دریا مشو
رشته مریم چه باشد تا ز هم نتوان گسیخت؟
پای بند رشته آمال چون عیسی مشو
صائب از شبگیر راه دور کوته می شود
پای خواب آلوده این دامن صحرا مشو