قانع از رزق پریشان با دل صدپاره شو
روزی آماده می خواهی برو غمخواره شو
در این شعر، شاعر به مخاطب میگوید که به مشکلات و کمبودها اهمیت ندهد و در عوض، زندگی را با دلخوشی بگذراند. او توصیه میکند که در محیطی شاد و جمعی خوشگذران باشد و از درد و رنج نباید غم خورد. همچنین، اشاره میکند که اگر به دنبال دستیابی به آرزوها و روزی است، باید در تلاش و جستجو باشد و به نعمتهای طبیعی احترام بگذارد. شعر از آرامش و امید صحبت میکند و بر اهمیت قناعت و دیدن زیباییها تأکید دارد. به طور کلی، پیام اصلی آن دعوت به زندگی مثبت و سازنده در میان چالشها و سختیهاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
قانع از رزق پریشان با دل صدپاره شو
روزی آماده می خواهی برو غمخواره شو
تا درین میخانه باشی بر حریفان خوشگوار
صاف را ایثار کن رندانه دردی خواره شو
چون به خلوت رو گذاری دل چو قرآن جمع کن
در میان جمع چون نازل شوی سی پاره شو
گر طمع داری که آید روزیت بیرون ز سنگ
در ریاض آفرینش مرغ آتشخواره شو
شربت عیسی پی بیمار گردد دربدر
چاره جویی چشم داری از جهان بیچاره شو
گر نگردد بر مراد ما فلک آسوده ایم
زین فلاخن سنگ ما گو دیرتر آواره شو
سنگ را دلجویی اطفال گوهر می کند
در حریم خردسالان مهره گهواره شو
تا ز چشم پاک چون آیینه دارندت عزیز
صائب از سیمین بران قانع به یک نظاره شو