جوش غیرت می زند خون حنای پای تو
تا که بوسیده است گستاخانه جای پای تو؟
این شعر به تمجید از زیبایی و جذابیت پای محبوب میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری شاعرانه، از غیرت و عشق خود به محبوب سخن میگوید و احساسات عمیقش را بیان میکند. او با واژههایی همچون "حنای پای تو" و "شراب لعل" زیبایی و دلربایی پای محبوب را توصیف کرده و حتی به مقایسهاش با چیزهای دیگر پرداخته است. در نهایت، شاعر بیان میکند که تمامی زیباییها و شگفتیها نسبت به زیبایی پای محبوب ناچیز به نظر میرسند و حاضر است جان خود را فدای آن کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جوش غیرت می زند خون حنای پای تو
تا که بوسیده است گستاخانه جای پای تو؟
پنبه در گوش از صدای خنده گل می نهد
گوش هر کس آشنا شد با صدای پای تو
خوش نماید چون شراب لعل در جام بلور
عاشقان را در نظر رنگ حنای پای تو
گرچه باشد شمع کافوری به خوش ساقی علم
پای طاوس است نسبت به صفای پای تو
داغ دارد هاله مه را ز روشن دیدگی
حلقه خلخال از نور و ضیای پای تو
بس که در یک جا ز شوخی ها نمی گیری قرار
ساده باشد وادی امکان ز جای پای تو
خجلت روی زمین از تنگدستی می کشد
نقد جان را گر کند صائب فدای پای تو