می کشد گردن هدف از اشتیاق تیر تو
زخم را آغوش رغبت می کند شمشیر تو
این شعر به توصیف زیبایی و تاثیر تیر عشق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاويری چون زخم شمشیر و آغوش رغبت، به عواقب عاشقی و دلبستگی اشاره میکند. او این احساسات را از طریق تصاویر دلنشین و لطیف بیان میکند و به رابطهاش با معشوق اشاره دارد. شاعر همچنین با تأکید بر زیبایی و شیرینی وجود معشوق، از تأثیرات عمیق آن بر روح و جان خود سخن میگوید. در انتها، او خود را به عنوان جلوهای از عشق و زیبایی معشوق معرفی میکند، که همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
می کشد گردن هدف از اشتیاق تیر تو
زخم را آغوش رغبت می کند شمشیر تو
از جراحت روی گردن کی شود نخجیر تو؟
زخم را آغوش رغبت می کند شمشیر تو
از دم تیغ تو هر زخم آیه رحمت بود
از جراحت روی گردان کی شود نخجیر تو؟
رتبه حرف گلوسوز تو بیش از شکرست
شیره جان بوده در طفلی همانا شیر تو
آنچنانی کز جان روشن جسم می گردد لطیف
می کند بال پری آیینه را تصویر تو
شوخی حسن تو دارد برق را در پیچ و تاب
چون تواند خون عاشق گشت دامنگیر تو؟
کیستم من در شمار آیم، که آهوی حرم
چون هدف گردن کشد از اشتیاق تیر تو
می زند بر کوچه دیوانگی بی اختیار
هر که را افتد نظر بر زلف چون زنجیر تو
گوهر از گرد یتیمی می شود کامل عیار
شد غبار خط مشکین باعث تعمیر تو