هر که را دل آب شد از روی آتشناک او
شبنم گلزار جنت گشت چشم پاک او
این شعر درباره عشق و تأثیرات آن بر روح و روان انسان است. شاعر به وصف زیباییهای عشق، شگفتیهای آن و تأثیری که بر دلها میگذارد، میپردازد. او از احساساتی چون شوق و حیرت ناشی از عشق صحبت میکند و تأکید دارد که انسانی که به دنبال درک واقعی عشق است، باید با آگاهی و تفکر عمیق به این مسیر وارد شود. همچنین، او اشاره دارد به ارتباط بین عشق، شراب و شادی، و اینکه عاشق واقعی باید در جستجوی معانی عمیق و رازهای عشق باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر که را دل آب شد از روی آتشناک او
شبنم گلزار جنت گشت چشم پاک او
سر برآورده است اینجا از گریبان بهشت
هر که را باشد سری با حلقه فتراک او
باده لعلی که خون در ساغر من می کند
تازه رو از گریه شادی است دایم تاک او
دامن حیرت به دست آور که سر عشق را
درنیابی تا نگردی عاجز از ادراک او
ناتوانی را که شد افتادگی ها دستگیر
روی دریا شد کبد از سیلی خاشاک او
بنده کوی خراباتم که می سازد گهر
هر که ریزد تخم اشکی در زمین پاک او
این چنین کز باده نازست صائب یار مست
کی به فکر عاشقان افتد دل بی باک او؟