غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۵۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

عشق صیادی است گردون حلقه فتراک او

هر دو عالم در رکاب توسن چالاک او

۲

تا که را از خاک برگیرد، که را در خون کشد

ناوک مشکل پسند غمزه بی باک او

۳

کشته پیکان او را شستشو در کار نیست

می تراود چشمه کوثر ز شست پاک او

۴

کیست در روی زمین با او تواند دست کوفت؟

کآسمان با این زبردستی بود در خاک او

۵

جوهر غیرت بر او ختم است از صاحبدلان

می گریزد برق عالمسوز از خاشاک او

۶

چون پر پروانه سوزد پرده افلاک را

چون برافروزد ز می رخسار آتشناک او

۷

صائب از نخجیرگاه او به ناکامی بساز

نیست هر صید زبون شایسته فتراک او

بازگشت به سروده‌های صائب