غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۴۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

من که در فردوس افتادم به نقد از یاد او

بی نیازم از تمنای بهشت آباد او

۲

از سر کون و مکان آزاد برخیزد چو سرو

بر سر هر کس که افتد سایه شمشاد او

۳

رتبه بیداد او بالاترست از التفات

وای بر آن کس که دارد شکوه از بیداد او

۴

آدم مسکین به یک خامی که در فردوس کرد

چاک شد چون دانه گندم دل اولاد او

۵

می تواند داد صائب آسمان را خاکمال

هر که را بر کوه باشد پشت از امداد او

بازگشت به سروده‌های صائب