لاله رنگ از خون دل شد نرگس سیراب او
می شود نرگس به هر رنگی که باشد آب او
این شعر به توصیف حال و هوای عاشقانه و روحانی پرداخته است. شاعر با استفاده از تصاویری از گلها و طبیعت، احساسات عمیق خود را بیان میکند. لالهای که از خون دل رنگین شده و نرگسی که تحت تأثیر آب زندگی به هر رنگی درمیآید، نماد بیداری و امید است. همچنین اشاره به صبح و طلوع خورشید به عنوان نشانههایی از امید و نوید است. شاعر به دنبال مطربی است که با نغمههایش روح او را سیراب کند، و این نشاندهنده نیاز به زیبایی و هنر در زندگی است. شاعر به تضاد بین ظاهر زهد و حقیقت روحانیت میپردازد و بیان میکند که زهد خشک و بدون کیفیت نمیتواند به عمق روح برسد. از سوی دیگر، عشق و دیوانگی شاعرانه را با تصاویر شراب و خمار توصیف میکند؛ در نهایت، اشاره به حیرت و سکوتی که در وجود عاشق در اثر دیدار معشوق وجود دارد، نشانگر تأثیر عمیق عشق بر روح انسان است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
لاله رنگ از خون دل شد نرگس سیراب او
می شود نرگس به هر رنگی که باشد آب او
هر طرف صبح امیدی هست از چشم سفید
تا کجا طالع شود خورشید عالمتاب او
مطربی تردست می خواهم که چون آب روان
روز و شب باشد مسلسل نغمه سیراب او
با خرامش هر دو عالم مشت خاری بیش نیست
خار خشک ما چه باشد در ره سیلاب او
از خمار ما کجا دارد خبر میخواره ای
کز مکیدن های لب باشد شراب ناب او
این که زهد زاهد افسرده بی کیفیت است
می توان دریافت از خمیازه محراب او
هر دلی کز حیرت دیدار، صائب آب شد
جلوه مهر خموشی می کند گرداب او