ای خطت رهنمای سوختگان
لب لعلت دوای سوختگان
این شعر درباره عشق و شوق به معشوق است. شاعر به خط و لب معشوق اشاره میکند و آنها را راهنمای دلسوختگان میداند. زیبایی و نعمتهای معشوق در زندگی سوختگان که از عشق رنج میبرند، مشهود است. شاعر به تأثیر عمیق این زیباییها بر دلها و روحها پرداخته و به طور کلی تمایل انسان به قربانی کردن خود برای عشق و آرزوهایش را به تصویر میکشد. نهایتاً، شاعر از امید و دعاهای سوختگان سخن میگوید که همواره به درگاه معشوق میرسند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای خطت رهنمای سوختگان
لب لعلت دوای سوختگان
خواب مخمل شود ز همواری
خار در زیر پای سوختگان
می کند آب تلخ، کار گلاب
در مقام رضای سوختگان
دل آیینه را دهد پرداز
چهره با صفای سوختگان
مژه آفتاب می سوزد
از فروغ لقای سوختگان
کاه را می کند ز دانه جدا
رخ چون کهربای سوختگان
نقش امید می زند بر پای (کذا)
موجه بوریای سوختگان
برنگردد ز آستان اثر
دست خالی، دعای سوختگان
خال رخساره قبول بود
طاعت بی ریای سوختگان