ای قامت بلندت معراج آفریدن
یک شیوه خرامت در پیش پا ندیدن
این شعر به بیان زیباییها و پیچیدگیهای عشق و تلاش در رسیدن به کمال میپردازد. شاعر از قامت بلند و خرامش معشوق سخن میگوید و به پرواز دل و شوق اشاره میکند. او بیان میکند که عشق و کمال نیازمند تلاش و صبر است و در این راه، سختیهای فراوانی را باید تحمل کرد. تصویرسازیهای شاعر نشان میدهد که درک عمیق از عشق و حقیقت در عالم هستی نیازمند نوعی روشنبینی است. در پایان، اشاره به ملامتی دارد که نباید در تنگنای دنیا غافل شد و بر لزوم شناخت عمیقتری از عشق و زندگی تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای قامت بلندت معراج آفریدن
یک شیوه خرامت در پیش پا ندیدن
پرواز طایر شوق مقراض قطع راه است
صد ساله راه طی شد دل را به یک تپیدن
مرد آن بود که چون می در شیشه گر کنندش
چون رنگ می تواند از خود برون دویدن
روزی که حلقه کردند زلف کمند او را
از فکر وحشیان جست اندیشه رمیدن
در خاک تیره دیدن نور صفا، کمال است
هر طفل می تواند مه را در آب دیدن
در عشق پیش بینی سنگ ره وصال است
شد سیل محو در بحر از پیش پا ندیدن
ای عنکبوت غافل، در تنگنای گردون
آخر دلت نشد سیر زین پرده ها تنیدن؟
ملای روم صائب ما را بود سخن کش
احسنت ای کشنده، شاباش ای کشیدن