سیلاب حواس است نظرهای پریشان
تخم نگرانی است خبرهای پریشان
این شعر بیانگر آشفتگی و پریشانی احساسات و افکار شاعر است. او با استفاده از تشبیهات مختلف به توصیف حالات درونی خود میپردازد. نگرانی و اضطراب او به صورت سیلابی از افکار پراکنده تجلی پیدا میکند. در عین حال، ارتباطات انسانی و دوستیها را نیز به رشته تسبیحی تشبیه میکند که در دل او زخمها و داغهایی ایجاد کردهاند. شاعر از زیباییهای خیالانگیز و در عین حال آشفته زلف معشوق یاد میکند و در انتها اشاره میکند که بینایی و هوش او در میان این همه پریشانی و اخبار نگرانکننده، مانند آینهای کدر شده است. از سوی دیگر، او هشدار میدهد که نباید در میان جمعیت بدیها و اشرار، آشفته و ناامید شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سیلاب حواس است نظرهای پریشان
تخم نگرانی است خبرهای پریشان
چون دانه تسبیح بود رشته الفت
شیرازه جمعیت سرهای پریشان
داغی است به هر پاره دل من ز نگاری
چون سکه هر شهر به زرهای پریشان
دارم ز خیال سر زلف تو دماغی
آشفته تر از زلف خبرهای پریشان
چون ناوک بازیچه اطفال درین دشت
تا چند توان کرد سفرهای پریشان؟
افسوس که چون آینه از بی خبری، شد
بینایی ما صرف نظرهای پریشان
صائب مشو آشفته ز جمعیت اشرار
یک لحظه بود عمر شررهای پریشان