غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۱۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

سیلاب حواس است نظرهای پریشان

تخم نگرانی است خبرهای پریشان

۲

چون دانه تسبیح بود رشته الفت

شیرازه جمعیت سرهای پریشان

۳

داغی است به هر پاره دل من ز نگاری

چون سکه هر شهر به زرهای پریشان

۴

دارم ز خیال سر زلف تو دماغی

آشفته تر از زلف خبرهای پریشان

۵

چون ناوک بازیچه اطفال درین دشت

تا چند توان کرد سفرهای پریشان؟

۶

افسوس که چون آینه از بی خبری، شد

بینایی ما صرف نظرهای پریشان

۷

صائب مشو آشفته ز جمعیت اشرار

یک لحظه بود عمر شررهای پریشان

بازگشت به سروده‌های صائب