غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۰۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نازکترست از رگ جان گفتگوی من

باریک شد محیط چو آمد به جوی من

۲

گردون سفله لقمه روزی حساب کرد

هر گریه ای که گشت گره در گلوی من

۳

چون موج شد کشاکش حرصم زیادتر

چندان که چرخ بیش شکست آرزوی من

۴

از دامن صدف چه غبار از دلم رود؟

دریا نبرد گرد یتیمی ز روی من

۵

شیری که خورده بودم در عهد کودکی

کرد از فشار چرخ سفیدی ز موی من

۶

صائب در آن محیط که موجش فلاخن است

از آب چون درست برآید سبوی من؟

بازگشت به سروده‌های صائب