از آب زندگی به شراب التفات کن
از طول عمر صلح به عرض حیات کن
این شعر به زندگی، صلح و خیری که از دست بخشش و احسان به دست میآید، اشاره دارد. شاعر از خواننده میخواهد که از دنیای مادی و تلخیهای آن غافل نباشد و به جای آن به شیرینیهای زندگی توجه کند. به اهمیت دوستی و صلح و تلاش برای بهبود وضع موجود نیز تأکید شده است. او توصیه میکند که زندگی خود را با نیکی و کمک به دیگران پر کنیم و روی به معنویات و خداوند آوریم. همچنین به قطع وابستگی به دنیای مادی و توجه به بعد روحانی انسان و نیاز به نجات از بند جسم و دنیای فانی اشاره میکند. در نهایت، بر اهمیت امید و تلاش در زندگی تأکید شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از آب زندگی به شراب التفات کن
از طول عمر صلح به عرض حیات کن
دست و دل گشاده عنانگیر دولت است
ز احسان بنای دولت خود با ثبات کن
غافل ز تلخکامی بی حاصلان مشو
شیرین دهان بید به آب نبات کن
از زخم سنگ نیست در بسته را گزیر
روی گشاده را سپر حادثات کن
از وضع ناگوار جهان، دیده را بپوش
این خار را گل از عدم التفات کن
از عمر جاودان، اثر خیر خوشترست
با آبگینه صلح ز آب حیات کن
بیهوده نقد عمر مکن صرف کیمیا
پاینده مال فانی خود از زکات کن
بال و پر نهال امیدست نوبهار
در وقت، زینهار ادای صلات کن
در کنه ذات حق نرسد فکر دور گرد
نزدیک راه خود به خیال صفات کن
شرط وصول حق ز خلایق گسستن است
قطع امید از همه کاینات کن
تا تخته بند جسم تو از هم نریخته است
فکر سفینه ای ز برای نجات کن
تا مهره ات ز ششدر حیرت شود خلاص
صائب به بی جهت رخ خود از جهات کن