ساقی دمید صبح قدح پر شراب کن
از روی گرم خود بط می را کباب کن
در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد که صبح زود قدحی پر از شراب کند و خوشی را در اولین نور روز آغاز کند. او به زیباییهای طبیعت و لذت بردن از زندگی تأکید میکند و میگوید که باید از لحظات زودگذر زندگی بهرهبرداری کرد. شاعر به زندهدلی و شادی در مقابل جدیت دنیا اشاره میکند و از ساقی میخواهد که با شور و شوق او را نوشیده و به او شادی ببخشد. همچنین، او به شدت به وجود محدودیتها و جدیتهای اجتماعی انتقاد میکند و از ساقی میخواهد که محدودیتها را کنار بگذارد و بگذارد تا افراد آزادانه زندگی کنند. در پایان، شاعر از او میخواهد که از مشکلات و دردهای زندگی رهایی یابد و به سوی شادی و شوق حرکت کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ساقی دمید صبح قدح پر شراب کن
از روی گرم خود بط می را کباب کن
زان پیشتر که یاسمن صبح بشکفد
خود را به یک پیاله گل آفتاب کن
چون غنچه تا به چند توان پوست خنده زد؟
از یک پیاله همچو گلم بی حجاب کن
آواز می مباد به گوش عسس خورد
وقت خروس خوان بط می پر شراب کن
چون برق، فیض صبح عنان ریز می رود
ساقی تو هم به گرمی صحبت شتاب کن
از روی آفتاب قدح چشمی آب ده
چندین هزار خانه تقوی خراب کن
آیینه شکسته زمین را فرو گرفت
آن روی آتشین، نفسی بی نقاب کن
شمشیر آبدار چو موج از میان بکش
روی محیط صاف ز نقش حباب کن
ای آن که می دوی به سر زلف چون نسیم
اول دهان زخم پر از مشک ناب کن
بر روی فرد باطل کثرت قلم بکش
مشق تجرد از نقط انتخاب کن
صائب بگیر رطل گرانی سبک ز من
عقل سبک عنان را پا در رکاب کن