دلهای صیقلی بود آیینه دار حسن
آیینه چشم شور بود در دیار حسن
این شعر به زیبایی و دلربایی معشوق و عشق اشاره دارد. شاعر به توصیف حالات دل و زیباییهای عشق پرداخته و نشان میدهد که عشق و زیبایی از یکدیگر جدا نیستند. معشوق بهگونهای توصیف شده که قلبها را به آینههای زلال تبدیل میکند و در دیار او، دلها تحت تأثیر عشق قرار میگیرند. بهعلاوه، شاعر تأکید میکند که عشق میتواند مثالی از زیبایی واقعی باشد و هر کسی که در این راه قدم بردارد، جانش را به خاطر محبوبش فدای میکند. شعر همچنین به سختیها و چالشهای عشق نیز اشاره کرده و نشان میدهد که عاشقان با وجود این چالشها، همچنان به عشق ادامه میدهند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دلهای صیقلی بود آیینه دار حسن
آیینه چشم شور بود در دیار حسن
دام بود به طبع هوسناک سازگار
بیگانه پرورست هوای دیار حسن
از عرض ملک نخوت شاهان فزون شود
در دور خط زیاده شود اقتدار حسن
چون خط مشکبار، بود پیچ و تاب من
روشن ز روی آینه بی غبار حسن
از یکدگر گزیر ندارند حسن و عشق
رنگین ز داغ عشق بود لاله زار حسن
گردی است خط ز لشکر زلف سبک عنان
مژگان صفی است از سپه بی شمار حسن
چشم وفا مدار ز خوبان که می کند
در هر نگاه جامه بدل نوبهار حسن
در زیر خاک ماند نهان چون زر بخیل
هر کس نکرد خرده جان را نثار حسن
کوه از خروش سیل محابا نمی کند
فریاد عاشقان چه کند با وقار حسن؟
از صبر و عقل و هوش به خون دست خویش شست
روزی که گشت صائب بیدل شکار حسن