پیش قضای حق دم چون و چرا مزن
در بحر بی کنار عبث دست و پا مزن
این شعر به ما یادآوری میکند که در برابر سرنوشت و قضاوت الهی نباید اعتراض کنیم. باید در آرامش باشیم و به مقام رضا راضی شویم. زندگی پر از چالشهاست و نباید درگیر ملامت و ناامیدی شویم. همچنین، نباید به بدعهدی دیگران دل ببندیم و باید درک کنیم که برخی مسائل قابل حل نیستند. درد و رنج را باید تحمل کرد و به تقدیر الهی تسلیم بود. به طور کلی، شاعر ما را به صبوری، امید و عدم نارضایتی از شرایط زندگی دعوت میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پیش قضای حق دم چون و چرا مزن
در بحر بی کنار عبث دست و پا مزن
تا در دل تو داعیه اعتراض هست
خاموش باش و دم ز مقام رضا مزن
کوته شود زبان ملامت ز احتیاط
با دیده گشاده قدم بی عصا مزن
سهل است ناامید ز بیگانگان شدن
با جان پر امید در آشنا مزن
در آتش است نعل سفر رنگ و بوی را
دامن گره به دامن این بی وفا مزن
در خاک کن نهان قلم استخوان من
آتش به دفتر پر و بال هما مزن
مجنون گرفت دامن محمل به دست صبر
بیهوده قطره در طلب مدعا مزن
صائب کباب شد دل عالم ز ناله ات
در پرده بیش ازین سخن آشنا مزن