بوی گل و نسیم صبا می توان شدن
گر بگذری ز خویش چها می توان شدن
این شعر بیانگر دیدگاه عمیق نسبت به زندگی و تغییرات آن است. شاعر به زیباییهای طبیعت مانند گل و نسیم اشاره میکند و میگوید اگر از خودخواهی عبور کنی، میتوانی به چیزهای بزرگتری دست یابی. شبنمها و آفتاب نماد تغییر و تحولاند و از ما میخواهند که نگاه کنیم از کجا به کجا میتوان رسید. شاعر تأکید میکند که اگر با صداقت و جدیت به سمت هدفهایمان برویم، میتوانیم راهنما شویم. او همچنین نسبت به خطرات و آسیبهایی که ممکن است به خود و دیگران وارد کنیم، هشدار میدهد. در نهایت، به فرصتها و ارزش دوستان اشاره میکند و توجه به عشق و ارتباطات انسانی را ضروری میداند. به طور کلی، شعر به ما یادآوری میکند که با نگاهی مثبت و دوری از خوی بد، میتوانیم به بهشت زندگی دست یابیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بوی گل و نسیم صبا می توان شدن
گر بگذری ز خویش چها می توان شدن
شبنم به آفتاب رسید از فتادگی
بنگر که از کجا به کجا می توان شدن
از آسمان به تربیت دل گذشت آه
گر درد هست، زود رسا می توان شدن
از روی صدق اگر ره مقصود سرکنی
گام نخست، راهنما می توان شدن
چوگان مشو که از تو خورد زخم بر دلی
تا همچو گوی، بی سر و پا می توان شدن
چون نور آفتاب سبکروح اگر شوی
بی چوب منع در همه جا می توان شدن
گر هست در بساط تو مغز سعادتی
قانع به استخوان پر هما می توان شدن
در دوزخی ز خوی بد خویش، غافلی
کز خلق خوش بهشت خدا می توان شدن
زنهار تا گره نشوی بر جبین خاک
در فرصتی که عقده گشا می توان شدن
دوری ز دوستان سبکروح مشکل است
ورنه ز هر چه هست جدا می توان شدن
اوقات خود به فکر عصا پوچ می کنی
در وادیی که رو به قفا می توان شدن
صائب در بهشت گرفتم گشاده شد
از آستان عشق کجا می توان شدن؟