غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۶۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چرخ مقوس است ترا خانه کمان

بگذر چو تیر راست ز کاشانه کمان

۲

دست از ستم بدار که در هر گشاد تیر

شیون بلند می شود از خانه کمان

۳

تن در مده به عجز که در قبضه جهان

گردد کباده، نرم چو شد شانه کمان

۴

مگذر ز حرف راست که از تیر نی بود

وقت مصاف نعره شیرانه کمان

۵

باران تیر چون نکند خانه ها خراب؟

کز روی اوست هاله مه خانه کمان

۶

ایمن مشو ز خصم که در پشت کردن است

هنگام جنگ، حمله مردانه کمان

۷

صائب نکرده راس دل خویش را چو تیر

زنهار پا برون منه از خانه کمان

بازگشت به سروده‌های صائب