غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۴۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ز جوش نشأه به تنگ آمده است شیشه من

ز زور باده به سنگ آمده است شیشه من

۲

ازان خورند به تلخی شراب ناب مرا

که بی تلاش به چنگ آمده است شیشه من

۳

شکسته دل من از شکستگی است درست

به دلنوازی سنگ آمده است شیشه من

۴

صفای سینه مرا در حرم کند قندیل

چه شد برون ز فرنگ آمده است شیشه من؟

۵

ز عجز من رگش انگشت زینهار شده است

اگر به سنگ به جنگ آمده است شیشه من

۶

کجاست مایه درستی مرا به سنگ زند؟

کز آب تلخ به تنگ آمده است شیشه من

۷

ز تندی نفسی دلشکسته می گردم

برون اگر چه ز سنگ آمده است شیشه من

۸

ز کارخانه ابداع چون فلک صائب

تهی ز باده رنگ آمده است شیشه من

بازگشت به سروده‌های صائب