صبا برون نرود از غبار خاطر من
فزون ز برگ درخت است بار خاطر من
این شعر به احساسات عمیق و دروننگری سراینده اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری چون "غبار خاطر" و "بار خاطر"، به تاثیرات ذهنی و عاطفی خود بر روی روح و زندگیاش میپردازد. او از زیباییها و سختیهای زندگی و همچنین از نگرانیها و غمهایی که بر دلش سنگینی میکند، صحبت میکند. در واقع، شاعر در تلاش است تا احساسات و تجربیات خود را بیان کند و به طور خاص، به تضاد بین زیباییهای ظاهری و بار درونی خود اشاره میکند. او همچنین به بیثمری و تنهایی به عنوان بخشی از زندگی خود اشاره کرده و از این وضعیت احساس رضایت میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صبا برون نرود از غبار خاطر من
فزون ز برگ درخت است بار خاطر من
در آسمان بنشیند به خاک، تیر شهاب
چنین بلند شود گر غبار خاطر من
ز تازه رویی من باغ اگر چه سیراب است
ز بار سرو فزون است بار خاطر من
عرق به چهره صافت، که چشم بد مرساد!
نمونه ای است ز صبر و قرار خاطر من
سحاب گرد یتیمی ز روی گوهر شست
همان غبار بود پرده دار خاطر من
عیار خاطر صافم اگر نمی دانی
بگیر از آینه خود عیار خاطر من
به تنگدستی و بی حاصلی خوشم صائب
چو سرو بی ثمری نیست بار خاطر من