ز باده توبه در ایام نوبهار مکن
به اختیار، پشیمانی اختیار مکن
این شعر به نوعی هشدار دربارهی توبه و دوری از لذتهای دنیوی است. شاعر به مخاطب توصیه میکند که از توبههای ناپایدار پرهیز کند و بر لذتهای زندگی تمرکز داشته باشد. او به عدم قدرت در برابر ناخوشیهای روزگار اشاره میکند و بیان میکند که عشق تنها نشاط زندگی است و نباید به دیگر امور توجه کرد. همچنین، شاعر از سختیهای زندگی و ناکامیها سخن میگوید و تاکید میکند که نباید به چیزهایی که از دست رفتهاند دلخوش کرد. در نهایت، عشق را به عنوان دریایی بیکران توصیف میکند که در آن تلاش برای کنارهگیری بیفایده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز باده توبه در ایام نوبهار مکن
به اختیار، پشیمانی اختیار مکن
به استخاره اگر توبه کرده ای زاهد
به استخاره دگر زینهار کار مکن
وصال ساغر و مینا قران سعدین است
برای خوردن می ساعت اختیار مکن
زمین شور بود برق دانه امید
به مجلسی که در او نیست می گذار مکن
به پای خم می نارس به کام خویش رسید
سفر ز کوی خرابات زینهار مکن
اگر چه عشق بود کار مردم بیکار
به غیر عشق توجه به هیچ کار مکن
چو روزگار به ناسازی تو ساخته است
تو نیز شکوه ز اوضاع روزگار مکن
ز چشم شور بساط جهان نمکزارست
چو لاله داغ نهان خود آشکار مکن
رسد چو قطره به دریا یکی هزار شود
به جان مضایقه با تیغ آبدار مکن
لباس عاریتی پرده دار ناکامی است
به هر چه از تو جدا گردد افتخار مکن
ز خست شرکا زود می شوی دلگیر
درین زمانه تمنای اعتبار مکن
محیط عشق ندارد کناره ای، صائب
تلاش ساحل ازین بحر بی کنار مکن