به آب و گل چه فرو رفته ای نظر وا کن
ازین خرابه چو سیلاب رو به دریا کن
در این شعر شاعر به انسان توصیه میکند که باید به عمیقتر از ظواهر زندگی نگاه کند و از لحظات خوب و زیبای زندگی بهرهبرداری کند. او بر اهمیت امید و تلاش در زندگی تأکید میکند و از انسان میخواهد که نگذارد مشکلات یا محدودیتها او را خسته کنند. شاعر به این نکته اشاره میکند که در مسیر زندگی باید هشیار و بینا بود و برای رسیدن به موفقیت باید اراده و تلاش کافی داشت. همچنین به لزوم مدارا و تحمل در روابط با دیگران تأکید میکند و به یادآوری این نکته میپردازد که شادی و موفقیت پایدار نیست و باید از آنچه داریم لذت ببریم. در نهایت، شاعر به عشق و وابستگی به آن به عنوان نیرویی مؤثر در پرواز به سمت اهداف زندگی اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به آب و گل چه فرو رفته ای نظر وا کن
ازین خرابه چو سیلاب رو به دریا کن
مباش کم ز نسیم سحر درین گلزار
تو هم به خوش نفسی غنچه دلی وا کن
نگشته تنگ زمان سفر، ز دانه اشک
برای راه فنا توشه ای مهیا کن
درین دو هفته که ابر بهار در گذرست
تو نیز دامن امید چون صدف وا کن
مشو چو خوشه به یک سر درین چمن قانع
بکوش و چشم و دل خویش هر دو بینا کن
حریف بحر نگردد شناوری، زنهار
نشسته دست ز جان، دست عجز بالا کن
فکنده است ترا دربدر دهان سؤال
ببند یک در و صد در به روی خود وا کن
ز سنگ خاره دم تیغ زود برگردد
به هر که با تو کند دشمنی مدارا کن
همیشه دور به کام کسی نمی گردد
به خنده حاصل خود صرف همچو مینا کن
نمی توان به پر عقل شد فلک پرواز
ز عشق، صائب بال و پری مهیا کن