مکن تعجب اگر شد چراغ ما روشن
چراغ زنده دلان را کند خدا روشن
در این شعر، شاعر به نور و روشنایی اشاره میکند که ناشی از لطف خداوند است و به دلهای زنده و مؤمن روشنایی میبخشد. او همچنین به ملایمت طمعکاران و سستی آنها در روشن کردن زندگی دیگران میپردازد. شاعر از تجارب تلخ خود در زندگی میگوید و اینکه بخت بد همواره با او بوده است. اما رغم کدورتها و مشکلات، امیدواری به روشن شدن دل و چشم بصیرت وجود دارد، که میتواند از خاک به نور درآید. به طور کلی، شعر به جستجوی نور و امید در دلهای سیاه و تاریک پرداخته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مکن تعجب اگر شد چراغ ما روشن
چراغ زنده دلان را کند خدا روشن
ملایمت ز طمع پیشگان به آن ماند
که شمع موم به منزل کند گدا روشن
همیشه بخت سیه روز در میانم داشت
مرا چو شمع نگردید پیش پا روشن
اگر چه هست کدورت میان چشم و غبار
شد از غبار خط او سواد ما روشن
به غور معنی نازک رسند صافدلان
هلال چهره نماید چو شد هوا روشن
امید هست که چشم بصارت صائب
شود ز خاک در شاه اولیا روشن