خوش است فصل بهاران شراب نوشیدن
به روی سبزه و گل همچو آب غلطیدن
این شعر درباره لذتهای بهار و نوشیدن شراب در این فصل زیبا صحبت میکند. شاعر به زیباییهای طبیعت اشاره کرده و میگوید که در بهشت هم نوشیدن شراب حلال است. او به دو نعمت بزرگ، یعنی نوشیدن شراب و عشق، اشاره میکند و از ساقی میخواهد پیاله را به ناز به او بدهد. شاعر همچنین به دشواری عشق اشاره کرده و میگوید که هیچ کاری به آسانی به دست نمیآید. او تأکید میکند که راز عشق را نمیتوان پنهان کرد و در نهایت با اشاره به اشک و آه، از زیباییهای شب و عاشقانهها صحبت میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خوش است فصل بهاران شراب نوشیدن
به روی سبزه و گل همچو آب غلطیدن
جهان بهشت شد از نوبهار، باده بیار
که در بهشت حلال است باده نوشیدن
کنون که شیشه می مالک الرقاب شده است
ز عقل نیست سر از خط جام پیچیدن
دو نعمت است که بالاترین نعمتهاست
شراب خوردن و در پای یار غلطیدن
پیاله از کف ساقی به ناز می گیرم
درین بهار که دارد دماغ گل چیدن؟
به غیر عشق که هر روز سخت تر گردید
کدام کار که آسان نشد به ورزیدن؟
لباس شهرت شمع است جامه فانوس
به راز عشق محال است پرده پوشیدن
به اشک و آه اگر دسترس بود صائب
خوش است دامن شب را به دست پیچیدن