غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۰۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

مخور ز حرف خنک بر دماغ سوختگان

حذر کن از دل پر درد و دماغ سوختگان

۲

نمی شود ز سیه خانه لیلی ما دور

همیشه زیر سیاهی است داغ سوختگان

۳

ز جام لاله سیراب شد مرا روشن

که می ز خویش برآرد ایاغ سوختگان

۴

بهار تازه کند داغ تخم سوخته را

ز می شکفته نگردد دماغ سوختگان

۵

ز لاله زار دلم تا شکفت دانستم

که مرهم دگران است داغ سوختگان

۶

ز نور زنده دلی آب زندگی خورده است

ز باد صبح نمیرد چراغ سوختگان

۷

چه نعمتی است ندارند بیغمان صائب

خبر ز چاشنی درد و داغ سوختگان

بازگشت به سروده‌های صائب