صدای پا نبود در خرام درویشان
زمین به خواب رود زیر گام درویشان
این شعر به توصیف حالت و اوضاع درویشان میپردازد. شاعر اشاره میکند که صدای پا و جنبش درویشان به آرامی و سکوت است و زمینی که زیر گامهایشان میخوابد، نشانگر تاثیر و وقار ایشان است. درویشان با وجود آنکه در ظاهر ممکن است خشک و خالی به نظر برسند، اما کلام و بیانشان شیرین و پر از معناست. لذت زندگی آنها به سادگی و خلوص طعامی است که میخورند. همچنین شاعر به این نکته اشاره دارد که حتی در شرایط سخت و دشوار نیز درویشان آرام و بیصدا باقی میمانند. در نهایت، او به برابری و اشتراکی که درویشان با دیگران دارند اشاره میکند و میگوید که فیض و نعمت آنها برای همه است و نباید از آن روی ترش کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صدای پا نبود در خرام درویشان
زمین به خواب رود زیر گام درویشان
چو نی اگر چه بود خشک، کام درویشان
شکر به تنگ بود در کلام درویشان
چه لذت است که بادست پخت بی برگی است
نمکچش است سراسر طعام درویشان
اگر ز سنگ حوادث شود هلال هلال
صدا بلند نگردد ز جام درویشان
که می تواند وصف تمام ایشان کرد؟
به از تمام جهان، ناتمام درویشان
ز روستای طمع رخت برده اند برون
مساز روی ترش از سلام درویشان
میان مور و سلیمان تفاوتی ننهد
چو سفره باز کند فیض عام درویشان