راز عشق از دل غمناک نیاید بیرون
دانه سوخته از خاک نیاید بیرون
شاعر در این شعر به بیان رازهای عشق و احساسات عمیق میپردازد. او میگوید که عشق واقعی از دل غمناک نمیتواند بیرون بیاید و همه چیزهایی که تحت فشار یا در قید و بند هستند، نمیتوانند به حقیقت خود برسند. همچنین تأکید میکند که ضعف و ناتوانی مانع از پیشرفت و پرواز است. در زندگی، بسیاری از احساسات و حسرتها در دل باقی میمانند و نمیتوانند به زبان بیایند. شاعر به این نتیجه میرسد که تنها زمانی میتوان به زیبایی و روشنی تبدیل شد که از غمها گذر کرد و با خون شفق شسته شویم. در نهایت، عشق و احساسات عمیق، نیازمند آزادی و رهایی از قید و بندها هستند تا به بروز برسند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
راز عشق از دل غمناک نیاید بیرون
دانه سوخته از خاک نیاید بیرون
لفظ پیچیده به زنجیر کشد معنی را
دل ازان طره پیچاک نیاید بیرون
پنجه ضعف تنومندی دیگر دارد
برق از عهده خاشاک نیاید بیرون
از پر و بال حنا بسته نیاید پرواز
نگه از دیده نمناک نیاید بیرون
چاک در سینه گردون نتواند انداخت
ناله ای کز دل صد چاک نیاید بیرون
گر بداند که چه شورست درین عالم خاک
کشتی از بحر خطرناک نیاید بیرون
گر دهد برق فنا خرمن خورشید به باد
آه از سینه افلاک نیاید بیرون
تا تو از خون شفق چهره نشویی چون صبح
صائب از دل نفس پاک نیاید بیرون