غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۸۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دلنشین است ز بس گوشه غمخانه من

می رود رو به قفا سیل ز ویرانه من

۲

ندهد تن به کشاکش دل دیوانه من

چون کمان زور بود قفل در خانه من

۳

باد دستی گره از خرمن من واکرده است

جمع در حوصله مور شود دانه من

۴

می شود نخل برومند سبکبار از سنگ

سخن سخت گران نیست به دیوانه من

۵

منم آن طایر رم خورده ز پرواز که شد

ریزش بال و پر خویش پریخانه من

۶

غافل از حق به گرفتاری دنیا نشوم

گره دام بود سبحه صد دانه من

۷

شمع سرگرم ز بی تابی من می گردد

گردش جام بود گردش پروانه من

۸

چرخ سنگین دل اگر تیغ به فرقم بارد

سایه بید بود بر سر دیوانه من

۹

نیست بی چاشنی مهر و محبت سخنم

گوش را تنگ شکر می کند افسانه من

۱۰

می شود صورت دیوار ز حیرت صائب

هر که آید به تماشای صنمخانه من

بازگشت به سروده‌های صائب