در دل سخت تو نتوان به سخن جا کردن
نتوان غنچه پیکان به نفس وا کردن
این متن شعری است که به بررسی چالشها و تضادهای زندگی و عشق میپردازد. شاعر به معضلات و سختیهایی که در دل انسانها وجود دارد اشاره میکند و بیان میدارد که صحبت کردن در چنین دلهایی دشوار است. او به زیبایی و صفا در وجود انسانها اشاره کرده و آنان را به تلاش برای بهبود خود دعوت میکند. در ادامه، به اهمیت روحانی و معنوی اشاره شده و روشهای مختلف برای رسیدن به عشق واقعی و زندگی بهتر بررسی میشود. شاعر در نهایت به ناتوانی در مقابله با مشکلات زندگی و نیاز به طمانینه و صبر در مواجه با دشواریها اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در دل سخت تو نتوان به سخن جا کردن
نتوان غنچه پیکان به نفس وا کردن
پرده چهره مقصود سیه کاری توست
سعی کن سعی در آیینه مصفا کردن
غوطه در خار دهد دیده کوته بین را
گل بی خار ازن باغ تمنا کردن
روی چون سرو سوی عالم بالا آور
تا میسر شودت مصرعی انشا کردن
هر که از حرف جهان روزه مریم گیرد
می تواند به نفس کار مسیحا کردن
سر مکش از خط تسلیم درین بحر که موج
بوسه زد بر لب ساحل ز کمر وا کردن
هر که دولت پی دنیا طلبد چون طفلی است
که بلندی طلبد بهر تماشا کردن
برق ازان شوختر افتاده که پنهان گردد
اختیاری نبود عشق هویدا کردن
عجز گستاخ کند خصم زبون را صائب
نتوان با فلک سفله مدارا کردن