چند دندان تأمل به جگر افشردن؟
چون صدف اشک فرو خوردن و گوهر کردن
این متن شعری است که به عمیق بودن افکار و سخن گفتن اصیل اشاره دارد. شاعر به این نکته میپردازد که برای بیان معانی عمیق و پرمغز، باید دقت و تأمل زیادی صورت گیرد. او از دشواریها و چالشهای سخنوری میگوید و بر این نکته تأکید میکند که سخنانی که بدون تفکر و تأمل گفته شوند، بیارزش و پوچ هستند. همچنین، اشاره میکند که سخنرانان و شاعران حقیقی با سختیهای زیادی مواجهاند و کسانی که از درک عمیق معانی عاجز باشند، شایستگی تخلص و شهرت را ندارند. بهطور کلی، این شعر انتقادی بر لزوم فهم عمیق و تأمل در کلام است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چند دندان تأمل به جگر افشردن؟
چون صدف اشک فرو خوردن و گوهر کردن
چون قلم تا سر خود را ننهی بر کف دست
نتوان وادی خونخوار سخن سر کردن
تا قدم دایره سان بر سر خود نگذاری
معنی از عالم بالا نتوان آوردن
تا چون چوگان نشود قامتت از فکر سخن
از حریفان نتوان گوی فصاحت بردن
آن ازین کوچه برد سر به سلامت بیرون
که سر سخت ز هر سنگ تواند خوردن
هر که سر در سر معنی نکند همچو قلم
به که ناموس تخلص نکشد بر گردن
سخنی کز سر اندیشه نباشد پوچ است
شعر پر مغز نگردد ز دهن پر کردن
سخن آن است که چون پرده ز رخسار کشد
رنگ از چهره یاقوت تواند بردن
ارج اهل سخن این بس، که به افلاک رسید
شعله شهرت این طایفه بعد از مردن
در گذر صائب ازین مرحله آتش خیز
بیش ازین پای در آتش نتوان افشردن