غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۵۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

آب شد بس که در آتشکده دل پیکان

دل مجنون مرا گشت سلاسل پیکان

۲

صحبت راست روان بال و پر توفیق است

که ز آمیزش تیرست سبکدل پیکان

۳

نرسد بال و پر سعی به بی تابی دل

می رسد پیشتر از تیر به منزل پیکان

۴

نیست آرام به یک جای دل آزاران را

که بود در تن زخمی متزلزل پیکان

۵

طمع روی دل از سخت کمانی دارم

که به عشاق دهد در عوض دل پیکان

۶

در دل از سختی ایام گرههاست مرا

که از آنهاست کمین عقده مشکل پیکان

۷

از زمین چون هدف آغوش گشا می خیزند

اهل دل را اگر آید ز مقابل پیکان

۸

نگذرد چون سخن سخت ز من راست چو تیر؟

که مرا گشت ز سختی گره دل پیکان

۹

جوهر از بیضه فولاد برون می آرد

ساده لوحی که مرا می کشد از دل پیکان

۱۰

آسمان سیر شد از عشق، دل ما صائب

پر برآرد ز سبکدستی قاتل پیکان

بازگشت به سروده‌های صائب