ندارد جوهر افشای غم، تیغ زبان من
نمک بر چشم سوزن می زند زخم نهان من
این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردهای درونی شاعر است. شاعر با استفاده از تصویرهایی همچون تیغ زبان و دل صیاد، به غم و اندوه خود اشاره میکند. او احساس میکند که عشق و اشکهایش نیز نتوانستهاند او را از این دردها رها کنند. شاعر به عشق بیپایانی اشاره دارد که درونش را گرم میکند و امیدوار است که روزی خوشبختی به سراغش بیاید. در نهایت، او به طاقت و قدرت خاصی در خود اشاره میکند که میتواند به عظمت برسد. این شعر به خوبی احساسات پیچیده و عاطفی انسان را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ندارد جوهر افشای غم، تیغ زبان من
نمک بر چشم سوزن می زند زخم نهان من
دل صیاد می لرزد به دام از دانه اشکم
خطر دارد قفس از ناله آتش زبان من
ز عشق بی زوالی در خود آن گرمی گمان دارم
که مغز صد هما را سرمه سازد استخوان من
به چشم انتظارم گل فتاد از اشک یعقوبی
نمی آید ز مصر نیک بختی کاروان من
دو صد ابر بهاری در رکابش خوشه چین باشد
به صحرا چون خرامد گریه آتش عنان من
ز زور طبع معنی آفرین صائب طمع دارم
که از طاق بلند عرش آویزد کمان من